1396/11/22

مجادله قلمی زریاب و آشتیانی

میلاد عظیمی

مجادله قلمی زریاب و آشتیانی

 در کانال تلگرامی "تاریخ و خاطره" نامه ای از استاد سید جلال الدین آشتیانی به دکتر هادی عالم زاده دیدم. آشتیانی در بخشی از این نامه می نویسد: «خدمت حضرت استاد بزرگوار آقای دکتر عباس زریاب خویی-ادام الله افاداته- سلام حقیر را ابلاغ فرمایید. همۀ اخلاق و روحیۀ یک نفر مسلمانی که امیر مؤمنان بپسندد در دکتر زریاب هست؛ حیا و نجابت و صفا و علوّ‌طبع و بی‌اعتنایی به چیزهایی که خیلی صاحبان داعیه آن را برای خود "مقام" می‌دانند». عجب تجلیل غرای درخشانی ست. قدر این عبارات استاد آشتیانی را هنگامی بهتر می توان دانست که سابقه یک جدال قلمی تند میان ایشان و استاد زریاب را به خاطر داشته باشیم.

قصه این است که زریاب بر "رساله سه اصل" ملاصدرا که دکتر نصر تصحیح کرده، نقدی نوشت (راهنمای کتاب، س4، ش10، دی 1340، صص935-936). این نقد با همه ایجازش خواندنی ست و بارقه‌های "استنباط های زریابی" در آن می درخشد. (بدیهی است که "جنس و شیوه استنباط" را در نظر دارم نه صحت و سقم آن که مطلقا حق ابراز نظر در این موضوع را ندارم) بخصوص مقایسه هایی که میان ملاصدرا و ابن سینا و غزالی و ابن عربی می کند، نکته سنجانه است و طرحی کلی و موجز از ستونهای اصلی دستگاه فلسفی ملاصدرا عرضه می‌کند. اصل حرفش هم این است که «اصالت و ابتکار ملاصدرا در فرد فرد مسائل فلسفی نمی‌توان قبول کرد و بحث در آن متضمن "تصفح و تتبع تام و تمام در تمام کتب و آثار انبوه حکمای اسلام است و آن نیز موکول به طبع و نشر انتقادی همه آن آثار" است». این یعنی نظریات جزمی امثال آشتیانی در این موضوع متقن نیست و نمونه‌هایی می‌آورد که نشان می‌دهد برخی از مسائل اصلی فلسفه ملاصدرا پیش از او هم موجود بوده است.

آشتیانی در پاسخ یادداشتی می‌نویسد با عنوان «انتقاد بر انتقاد رساله سه اصل» (راهنمای کتاب، س5، ش3، خرداد 1341، صص239-242). لحن ایشان تند است و با کنایتی رساتر از تصریح زریاب را "ناوارد به مباحث فلسفه قدیم" می‌خواند که "حرف سطحی و غیرمحققانه و بی‌سند" می‌زند. چند "اشتباه روشن" او را گوشزد می کند. پایان مقاله اش هم پاسخ طعنه آمیز به سطرهای آخر مقاله زریاب است: «اینکه تحقیقات مدون در کتب ملاصدرا تا چه حدی در کتب و السنه سابقین موجود بوده است و ملاصدرا این آراء را چگونه زنده کرده است و از خود چه تحقیقاتی مایه گذاشته است، احتیاج به بحث مفصلی دارد. تحقیق در این باب احتیاج مبرمی به "اطلاع به اقوال و آشنایی و مهارت و تبحر کامل" به کلمات محققان قبل از ملاصدرا و نحوه سیر فلسفه تا زمان ملاصدرا دارد».

زریاب هم در جواب، یادداشت «انتقاد بر انتقاد بر انتقاد» را نوشت. (راهنمای کتاب، س5، ش4-5، تیر-مرداد 1341، صص461-462). همان سطرهای اول نشان می دهد که از سخنان کنایه آمیز آشتیانی رنجیده است: «البته مقصود من آن قسمت از گفتار ایشان نیست که به کنایه و اشاره مرا وارد در مباحث فلسفه قدیم ندانسته و سطحی و غیر محققم خوانده اند؛ زیرا من خود به آن معترفم و از کسی که نقص مرا ببیند و نظر به عیب من بکند و آن را به من بنماید نمی رنجم».

همینجا بگویم که شک ندارم زریابِ "حافظ‌باره" از عبارت "کسی که نقص مرا ببیند و نظر به عیب من بکند" نظر به این بیت حافظ داشته و نکته هایی که نکته دانان از اشاره ظریف او درمی‌یافتند:

کمال سرّ محبت ببین نه نقص گناه

که هر که "بی هنر" افتد نظر به عیب کند

نوشته زریاب صریح و طعنه آمیز است. جایی شک می کند که آشتیانی "لااقل یک دوره اسفار را خوانده باشد" و جایی دیگر او را به "بی امانتی در نقل قول و انحراف از شیوه اهل علم و اتباع از هوی و هوس" متهم می کند. جایی به تعریض می گوید هر "مبتدی حکمت قدیم" می داند که معنای فلان جمله چیست.

مقاله زریاب با این عبارات تلخ تمام می شود:

«اساسا پاسخ من برای رفع این شبهات و تمویهات از خوانندگان است وگرنه اگر من صد رساله هم بپردازم "نخواهم توانست دل آقای سید جلال الدین آشتیانی را با خود راست کنم" و به همین جهت این مقاله را در اینجا پایان می‌دهم و توفیق آقای آشتیانی را در وصول به هدفی که از نوشتن مقاله خود داشته اند، آرزو می‌کنم و اگر باز بخواهند برای وصول به آن هدف مقاله‌ای بنویسند و مرا مشمول عنایت و توجه خود قرار بدهند از هم اکنون از دادن پاسخ معذرت می‌خواهم».

از نوشته زریاب برمی‌آید که میان او و آشتیانی نقاری قدیمی بوده است. روزی از استاد شفیعی پرسیدم از زریاب چیزی در این باره شنیده اند که پاسخشان منفی بود.

این عبارات زریاب را نیز بخوانید:

«شاخصترین فرد مکتب "اصالت وجود" و مدافع و محامی حماسی و پرشور آن حکیم متأله و عارف و دانشمند معاصر آقای سید جلال الدین آشتیانی ست که بسیاری از کتب فلسفی و عرفانی را منتشر ساخته و بر آن مقدمه و شرح نوشته و از حیث پرکاری و کثرت تألیفات کم نظیر است». (معارف، س3، ش1، فروردین-تیر1365، ص85).